متن آهنگ زندان از فرهاد جهانگیری
تا لحظه آخرم بیاد میدونستی مه در میام
برین به مادرم بگید زودتر ملاقاتم بیاد
دستم به زنجره و دیه نماند راه فرار
ننه به دیدنت بیا شاید بشه آخر قرار
شاید بشه آخر قرار ….
ایجو نکش اینو ننه
از بی وفایی روزگار زندان پناهگاه منه
تو ای روزای تکراری قلبم میگیره آخری
راه نفس کشیدنم فقط شده هواخوری
دلم از این جا عاصیه دارم میبازم قافیه
ننه زیارتم بگو عشقم به خانه برنگرد
به جرم فریاد دلش ننه افتاده زیر هشت
آتش بگیره ای قفس خانه ی ویرانه کرد
قصه دل هم بندیو بدتر منه دیوانه کرد
وقتی امیدی نداری شبا بجای خو بیداری
لحظه شماری موکنی سر به سینه یار بذاری
خدا تمام عمر مه چنی شدم چو انتظار
یه پا چو انتظار یار یه پا برای طناب دار
برو به یارگم بگو چنی منه زجرم میداد
حالا که پشت میله هام یه دف ملاقاتم بیا
یه دف ملاقاتم بیا
خسته شدم از این همه بدبختی و بیچارگی
برای قناری تو قفس دیه رنگی نداره زندگی
یکی بگه که بیگنام یه عمریه که بی پنام
کشتیم به گل نشست خوشی به دنیام بر نگشت
امشو حالم خیلی بده خدا دیه از زیر هشت
ننه به یارگم بگو عشقم به خانه بر نگشت
آتش بگیره ای قفس خانه ی ویرانه کرد
قصه دل هم بندیو بدتر منه دیوانه کرد
وقتی امیدی نداری شبا بجای خو بیداری
لحظه شماری موکنی سر به سینه یار بذاری


