متن آهنگ جورچین از محسن چاوشی
تـوی تاریکی شب آه در جریان بود زل زدم به آسمون عینکم دودی شد
بــا صدای زنگ در یهو بارون بارید دستای خونه پُر از گل داوودی شد
مـاه از راه رسید روی راه پله نشست دکمه های قلب من دونه دونش گل شدن
گفتـم این یه معجزش خیره شد به آسمون همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن
مهـربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
مهـربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
♫♫♫♫
نـخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد که تا هرجا خواستم بتونم پر بکشم
یجـوری تشنم کرد که میشد دریارو مث یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
مـن چه میدونستم اومده زود بره چه غروبی داشتن خنده های آخرش
مـوقع خدافظی یه تپش از قلبم مث پروانه نشست روی سنجاق سرش
مهـربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
مهـربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق


