متن آهنگ سرگذشت از سهیل جامی
مـیدونستم یه روز راهمـون از هم دور میـشه
خـوبی کردم ولی دیـدم دلت مـغرور مـیشه
حـالا شـدم مث برگـی تو دست بـاد
تـو دادی همه ی زندگیمو به باد
بـد بودی ولی من بـازم مونـدم به پـات
اینـو دیر فهـمیدم عاشقی توی خـوابه
عـمر دوسـت داشتـنت قـد یه حبـابه
تقـدیرمون مـث یه خونـه رو آبـه
گذشـتی و گذشـت دیگـه آب از سـرم
گـذشـته هارو مـگه از یـاد میـبرم
سـرگذشـتمون میـمونه تو خاطـرم
ببیـن بـی رحـم دارم میـرم
گذشـتی و گذشـت دیگـه آب از سـرم
گـذشـته هارو مـگه از یـاد میـبرم
سـرگذشـتمون میـمونه تو خاطـرم
ببیـن بـی رحـم دارم میـرم
زندگی خوب یا بد از اینجا به بعد هیچ فرقی نداره
واسـه دیوونه ای که عاشـق شده منطق معـنایی نداره
گذشـتی و گذشـت دیگـه آب از سـرم
گـذشـته هارو مـگه از یـاد میـبرم
سـرگذشـتمون میـمونه تو خاطـرم
ببیـن بـی رحـم دارم میـرم
گذشـتی و گذشـت دیگـه آب از سـرم
گـذشـته هارو مـگه از یـاد میـبرم
سـرگذشـتمون میـمونه تو خاطـرم
ببیـن بـی رحـم دارم میـرم


