متن آهنگ صادق آزمند به نام اسباب زحمت
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
میزنم بیرون لحظه ی طلوع آفتاب
غروب میام پر از تلاش ولی بدون بازتاب
روزگار نرفت جلو انگار یه گوشه واستاد
خلاصه خیلی وقته که همینه داستان
زنده باد به اونی که رو پا خودش واستاد
پاشو بدو دیره دیره تموم میشه این شب تیره
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
میخوام زندگی کنم بسته دنیا دست و پامو
من خسته نمیشم تا پس بگیرم خنده هامو
اگه سنگینه غمم بار دنیا رو دوشمه
قد تموم دنیا تنهایی تو آغوشمه
واسه این همه رویای زندگی خیلی کمه
پاشو بدو دیره دیره تموم میشه این شب تیره
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند


