متن آهنگ رفیق از بنیامین بهادری
رفیقـی که یه رنگه
باهـات تا پای مرگه
وقتـی که اسمت میاد
واسـه تو با سر میاد
چه شـد که من ازت دور شدم
نامردیـه این دور شدن خدایی دلتنگتم
کـجایـی دلتنـگم
زیر بـارون مونده بودم
خـیس و خـراب
و داغون و در به در اومـدی رفیق
اومـدی رفـیق
وقـتی که بازیم میـداد سـرنوشت
وقتی شکـست خورده بودم
تو عـشق اومدی رفیق
اومـدی رفیـق
زیر بـارون مونده بودم
خـیس و خـراب
و داغون و در به در اومـدی رفیق
اومـدی رفـیق
وقـتی که بازیم میـداد سـرنوشت
وقتی شکـست خورده بودم
تو عـشق اومدی رفیق
اومـدی رفیـق
خدا رسـوند تورو برام
واسـه منی که دائـما تو ماجرام
دوباره تنـگ شده دلـم واست
دلم تورو میخـواد همیـن الان
نفـس نفـس زدی برام
بی صـدا عمرتو گذاشـتی تو به پام
مـن از پس تموم خوبیات نه نـشد که بر بیام
زیر بـارون مونده بودم
خـیس و خـراب
و داغون و در به در اومـدی رفیق
اومـدی رفـیق
وقـتی که بازیم میـداد سـرنوشت
وقتی شکـست خورده بودم
تو عـشق اومدی رفیق
اومـدی رفیـق
زیر بـارون مونده بودم
خـیس و خـراب
و داغون و در به در اومـدی رفیق
اومـدی رفـیق
وقـتی که بازیم میـداد سـرنوشت
وقتی شکـست خورده بودم
تو عـشق اومدی رفیق
اومـدی رفیـق


