متن آهنگ بگو به باران از آرمان گرشاسبی
بـگو به باران ببارد امشب بگو
بـگو به باران ببارد امشب
بشـوید از رخ غبار این کوچه باغ ها را
کـه در زلالش سحر بجوید
ز بـی کران ها حضور ما را
کـه در زلالش سحر بجوید
ز بـی کران ها حضور ما را
به جست و جـوی کرانه هایی
که راه برگـشت از آن ندانیم
مـن و تو بیدار و محو دیدار
سبـک تر از ماهتاب و از خواب
روانـه در شط نور و نرما
تـرانه ای بر لبان بادیم
بـه جست و جوی کرانه هایی
کـه راه برگشت از آن ندانیم
من و تو بیدار و محو دیـدار
سبک تر از ماهتاب و از خـواب
روانـه در شط نور و نرما
تـرانه ای بر لبان بادیم
تـرانه ای بر لبان بادیم
بگو به بـاران ببارد امشب بگو


