متن ترانه ی عسق قدیمی از مهدی طلوعی
باز یه شبی میاد تو هم سراغمو میگیری باز
خوب میدونم من که میری تو هم میری مثل یه راز
من میدونم ٬ تو هم یه روز ٬ دلت برام تنگ میشه باز
بازم دلت تنها میشه ٬ تو اون همه سوز و گداز
عطر صدات پیچیده باز توی اتاق خونه
عکس تورو میبینمو بازم میشم دیوونه
با هر نفس داد می زنم شاید بیای کنارم
دیوونه نگاتمو راه فرار ندارم


